تبليغاتX
انجمن اهل قلم دهدشت

آری دین ،همان که در اوستا گویند :در دنیای دیگر به صورت دختری زیبا بر مرد نیک ظاهر می شود و به صورت زنی زشت بر مردان بد کار .

دین ،مظهر هویت ونشان داشتن اندیشه وتفکر است .چه کسی که از این نیروی الهی نهفته در انسان (عقل )بر خوردار است ،برای خود وزندگی اش بر نامه می خواهد .

حالا ببینیم نقش حاکمیت و حکومت در گسترش دین وفرهنگ دین داری چیست؟

اگر بخواهم دراین زمینه بنویسم ،نیاز به شرح وگسترشی به قدمت آگاهی بشریت  دارم  وچون چنین نیست ،به ناچار از دین اسلام و جامعه ی اسلامی  اندکی سخن خواهم گفت .لازم به ذکر است که این نوشته ها نه مقاله ی علمی ،نه کتاب مکتوب ،و نه نشریه ی بین المللی است و نه از اندیشمندانی است که شبانه روز در کنج کتاب خانه ها و پشت میز کامپیوتر (نه رایانه)عمر می گذرانند ،بلمه از معلمی است که "سوال"دارد.از دلی برخاسته اند که هنوز صاحب دل  ،در خود گم است و از خود پرستی و هواهای نفسانی و دنیا طلبی بیرون نیامده است .

آری ،گفتم می خواهم از نقش مدیریتی حاکمیت معاصر جامعه ی ایرانی  ،در گسترش دین و اندیشه های دینی و فرهنگ مترقی آن بگویم .

یک روز یکی از دانش آموزان دخترم در دبیرستان دخترانه ،که در پایه ی دوم دبیرستان ،رشته ی تجربی درس می خواند ،از من پرسید "آقا ببخشید من سوالی داشتم که خیلی اساسی است خواهش می کنم زنگ تفریحتان را این

جلسه به من بدهید ."

سوالش این بود "من اکنون سال دوم دبیرستان هستم ،معمولا دختران در دین اسلام ،از 9سالگی به سن تکلیف و عبادت می رسند اما من هنوز دینی برای خود انتخاب نکرده ام و نمی دانم اسلام چیست ودین چیست چه رسد به انجام امور دینی و تکالیف شرعی ."

سوالی که جواب آن برای خودم هم بسیار مشکل بود نه در توجیه کردن یاسر آن دانش آموز معصوم را با "نعوذ بالله " "سبحان الله "و .... شیره مالیدن ،بلکه به سبب ترس از عقاب و پاداش جواب ،چون خود به سنی رسیده بودم که بدانم زندگی چیست و چرا (از نظر اعتقادی)زندگی می کنم ،اما نمی توانستم وشاید صلاح نبود که به او بگویم .

بگذریم و کاری به نقش "امور تربیتی در اسلامی کردن دانش آموزان و دغدغه های مسوولین امر در رقابت بر سر (احیا و حذف )نهاد بسیار مهم !!!!امور تربیتی ندارم .

این نمونه ای ساده و ناچیز از دل مشغولی یک دانش آموز ایرانی است .کمی از نهج البلاغه گفتم ،گفت :ببخشید  عربی است نمی فهمم .از بزرگان ومراجع تقلید گفتم ،گفت مگر "منتظری "آیت الله العظمی نیست پس چرا با او این گونه رفتار می کنند مگر او یک اسلام شناس نیست ؟اعتراض های دیگری داشت که همه به حق بودند ومن توانایی پاسخ نداشتم .

این فریاد نسلی است که دنبال "هویت " و" اعتقادند". حالا ما چه کرده ایم ؟

به چه چیز هایی بها داده ایم و برای چه چیزهایی اشک حسرت ریختیم واز چه امور مقدسی برای مطامع دنیوی مایه نهادیم و سرمایه های اساسی جامعه را چگونه به حال خود رها کرده ایم ؟!!

کاش آن قدر که برای ربودن گوی سبقت از "دیگران "در برقراری رابطه با آمریکا خود را به آب وآتش می زدند کمی هم برای دنیای دیگر خود کار می کردند .

حالا دین اسلام چیست و چگونه بالید و امروز هم چرا زنده است و همچنان ،معصومانه و منتظر ادامه می دهد ؟

هنوز به داریم زمانی را که "یتیمی تنها "-از نظر ما انسان های مادی – همراهی" بحیرا " را برگزیدهمانی که  شیره ی جانش با شیر زنی "حلیمه "نام شیرازه بسته بود .

هنوز جلسه و نشست آن یتیم با "بستگانش "در حافظه ی بی عاطفه ی تاریخ ثبت است .

هنوز احساس می کنیم ،شخصی با وقار و نجیب خسته از دست نامهربانی های روز گار ،کنار تاکستانی نشسته است واز "یونس بن متی "با باغبان سخن می گوید.

هنوز صدای گرسنگی و تشنگی و رنج وسختی از "شعب ابی طالب "به گوش می رسد.

هنوز هم به خوبی می توان ،آتش کینه ورزی و تنفر و خشم قبایل مختلف "یهود "را به چشم عقل دید .

هنوز هم می توان صدای چکاچک شمشیرهای مردان پا برهنه ای را که در میان سنگ لاخ ها و سوسمارها ،

شب را به صبح می رساندند،شنید .

هنوز هم ،غم واندوه آن ابر مرد تاریخ بشریت ،در اندوه شکستن "دندان "قابل دیدن است که منافقان به ظاهر دوست، با نیت شوم آن را با سنگ جهالت شکستند .

هنوز هم می توان بارقه های امید به پیروزی و ظفر"دین " را،در سخنان در مانند آن بزگ پرچم دار قافله ی بشریت سر گردان در بیابان های دروغ و خشم و کینه دید .

هنوز فریاد رسای آن رسول مدنی از فراز قرن های دور برای آماده باش "خیبر " و"احد " و" بدر "و " حنین " به گوش می رسد .

هنوز قابل فهم است که "رباط خیل "همین انرژی هسته ای معاصر است که قرآن دستور به استفاده ی از آن داده است ،تا بتوان ارزش موجودیت و دفاع برای زندگی و زنده بودن بشریت را نهادینه کرد .

اما چگونه است که همه را فراموش کرده ایم وکسی را که همین جوانان حساس وآینه وار و شفاف را با شعار "زنده باد مخالف من "دور خود جمع کرده بود و خود را الگوی دینی و اعتقادی آنان قرار داده بود ،با هزاران نامهربانی به خلوت خانه ی سکوت فرستادیم ؟!!

منظور شخص نیست ،بلکه اهمیت حفظ و استفاد از موقعیت های اجتماعی است ،برای توسعه ی اهداف فرهنگی و جهان شمولی دین اسلام است .

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هجدهم مهر 1385 و ساعت 19:57 |