تبليغاتX
انجمن اهل قلم دهدشت

انجمن اهل قلم استان با مشارکت واحد پژوهش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی همزمان با هفته پژوهش برگزار می نماید:

تاثیر اتحاد ملی و انسجام اسلامی بر تحولات داخلی و خارجی

محورهای همایش:

- جلوه های اتحاد ملی و انسجام اسلامی در قرآن کریم و متون دینی

- جلوه های اتحاد ملی و انسجام اسلامی در ادب و هنر فارسی

- نقش اتحاد ملی و انسجام اسلامی بر رشد و تعالی جهان اسلام

- بررسی موانع و مشکلات اجرایی اتحاد ملی و انسجام اسلامی

- بررسی تاثیر اتحاد ملی و انسجام اسلامی بر جهان

زمان: یکشنبه 25/ 9/1386

مکان : تالار فرهنگ اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی

از عموم علاقه مندان و پژوهشگران دعوت می شود آثار و مقالات خود را حداکثر تا تاریخ 15/9/ 1386 به آدرس اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان واحد پژوهش ارسال نمایند

+ نوشته شده توسط امید علی نوروزی nourooziom@gmail.com در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 11:23 |

انتقاد دو مرجع تقلید در قم از برگزاری کنگره مولوی در ایران

بیژن یگانه

دوتن ازمراجع نزديک به دولت جمهوری اسلامی در قم،همزمان با برگزاری کنگره بزرگداشت مولوی اين شاعر بزرگ ايرانی را مورد حمله قرار دادند.

آيت الله صافی گلپايگانی اعلام کرده است«برگزاری کنگره هايی مثل مولوی تاسف بار است».آيت الله نوری همدانی نيز آثار و انديشه های مولانا جلاالدين را انحرافی خوانده است.

اين اظهارات در حالی بيان می شود که  که سال ۲۰۰۷ از سوی سازمان فرهنگی ملل متحد، يونسکو،به عنوان سال جهانی مولانا تعيين شده و اقصا نقاط جهان شاهد برگزاری کنگره ها و مراسم بزرگداشت اين شاعر بزرگ پارسی سرا است.

طی روزهای اخير دو تن از مراجع تقليد  نزدیک به جمهوری اسلامی مستقر در قم طی اظهارات تندی مولوی شاعر بزرگ ايران را مورد حمله قرار داده اند.

براساس گزارش های انتشار يافته در سايت رسمی حوزه علميه قم، آيت الله صافی گلپايگانی دو روز قبل در در ديدار شورای علمی کنگره علامه بلاغی از آن چه وی« ترويج بدعت ها و ملاهی و مناهی در قالب کنگره مولوی شناسی» ناميده شده به شدت انتقاد کرده است.

آقای صافی گفته است«همان اندازه که برگزاری کنگره هايی مثل علامه بلاغی برای اسلام و جامعه اسلامی مفيد است برگزاری کنگره هايی مثل مولوی تاسف بار است».

وی برگزاری کنگره مولوی شناسی در تهران را که طی روز های ۶ و ۷ آبان با حضور مقامات کشوری و همچنين محققانی از ۲۵ کشور جهان برگزارشد را موجب « ترويج بدعت ها و ملاهی و مناهی» معرفی کرده و گفته است «برای مطرح شدن بعضی سخنان در اين کنگره بايد از امام عصر خجالت کشيد».

آقای صافی که اظهارات وی در سايت رسمی خودش نيز انتشار يافته دولت محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، را به خاطر تخصيص بودجه به برگزاری کنگره مولوی شناسی مورد سرزنش قرار داد و گفت« پول های زيادی برای ترويج اين برنامه مضر خرج کرده اند، و از مطالب بدعت آميز تا برنامه رقص و سماع در اين برنامه بوده است».

  • همان اندازه که برگزاری کنگره هايی مثل علامه بلاغی برای اسلام و جامعه اسلامی مفيد است برگزاری کنگره هايی مثل مولوی تاسف بار است. برای مطرح شدن بعضی سخنان در اين کنگره بايد از امام عصر خجالت کشيد

آیت الله صافی گلپایگانی

وی در عين حال گفت«به همان ميزان که از خدمات ارزشمند دولت حمايت و تشکرکنيم برگزاری کنگره مولوی را نيز محکوم می نمائيم».

«مولوی سبب منحرف شدن جامعه می شود»

نوری همدانی يکی ديگر از مراجع در قم نيز دوبار طی يک هفته مولوی را مورد حمله قرار داده است.

آقای نوری همدانی ابتدا روز دوشنبه در ديدار با مسئولين هماهنگ کننده سازمان تبليغات سراسر کشور گفت«کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثيل قابل استفاده است، ولی در اين کتاب انحرافات بسياری وجود دارد که با اصول و عقايد ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود».

وی مولانا جلالدين را شاعری منحرف معرفی کرده و گفت:«مولوی بينش درستی نسبت به اهل بيتنداشت و برخی از آثار او از انديشه های انحرافی سرچشمه گرفته است».

نوری همدانی يکی از دلايل منحرف خواندن مولوی را اين دانسته که«مولوی کلمه مولا را در روايت من کنت مولاه فهذا علی مولاه به معنای دوست می گيرد در حاليکه در تفکر شيعی به معنای سرپرست و زعامت جامعه است».

وی با اعتراض به برگزاری کنگره مولوی شناسی در تهران و تبريز گفت«مراسمی که برای مولوی در چند روز اخير بر پا شد، برای پيامبر و ائمه اطهار برپا نمی شود».

نوری همدانی چهارشنبه ۹ آبان نيز در حين برگزاری درس خارج فقه بارديگر مولانا جلالدين را مور تهاجم قرار داد و گفت«بعضی چند صفحه از مثنوی را خوانده اند و تصور کرده اند که کتاب خوبی است، اما اگر با دقت آنرا مطالعه کنند با لغزش های فراوانی مواجه خواهند شد».

وی گفت«ملای رومی، شاعر بسيار قوی است و در تمثيل خيلی مهارت دارد، اما نمی توان مثنوی را به کسی داد تا از راهنمايی های آن استفاده کند».

  • کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثيل قابل استفاده است، ولی در اين کتاب انحرافات بسياری وجود دارد که با اصول و عقايد ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود

آیت الله نوری همدانی

نوری همدانی در توضيح دلايل منحرف خواندن مولوی اين بار با اشاره به تمجيد مولوی از منصورحلاج گفت«اين در حالی است که در جلد پنجاه و يک بحارالانوار توقيعی از امام عصردر انتقاد از حلاج آمده است».

وی علاوه بر مولانا جلال الدين  شاعر بزرگ ديگر ايران شيخ فريدالدين عظار نيشابوری را نيز آماج حمله قرار داد و گفت«در کتاب تذکره الاولياء شيخ عطار، با عبارت های پر آب و تاب برای صوفی ها چهره سازی شده است و برخی چون، بايزيد بسطامی، ذوالنون مصری و منصور حلاج را از ائمه(ع) نيز بالاتر دانسته اند».

آقای نوری همدانی که از وی به عنوان يکی از مخالفان سرسخت دراويش و يکی از «آمران حملات دو سال اخير بر دراويش گنابادی، دستگيری و ضرب و شتم آنان» نامبرده می شود، در ادامه سخنانش با انتقاد از رواج صوفی گری در کشور  دراويش را از جمله دشمنان امام شيعه معرفی کرد و گفت «در روايات به نقل از ائمه آمده است که صوفی ها، دشمنان ما هستند».

وی همچنين مدعی شد«سلاطين جور و جباران روزگار مانند هارون الرشيد ها و پادشاهان صفويه برای کسب وجهه دينی خود به تقويت صوفی ها و ساختن خانقاه ها روی آوردند».

‌آيت‌الله‌ نوری همدانی علت اصلی مخالفت خود با برگزاری کنگره مولوی شناسی و انتشار آثار مولانا را نيز پنهان نکرد و با بيان اينکه «مولوی، صوفی سنی است» ، گفت «او(مولوی)، ابوطالب ( عموی پیامبر اسلام) را کافر و مشرک می داند و در اشعار خود،ماجرای غديرخم را لوث کرده است».

آقای نوری همدانی پيش از اين نيز به دفعات شاعران بزرگ ايرانی را مورد حمله قرار داده و آن ها را کافر و ملحد خوانده است.

وی در شهريور سال ۸۴ به دنبال سرکوب و دستگيری گسترده دراويش گنابادی با اشاره به توجه دراويش به مولوی،اين شاعر بزرگ را صوفی دانسته،وگفت«مولوی از صوفيان بسيار قهار بود».

آقای نوری همدانی در همان سخنرانی خواستار ايجاد محدوديت های بيشتر برای فعاليت دراويش و ممنوع کردن صوفی گری در قم شد.وی بايزديد بسطامی و ابوسعيد ابوالخير را از نيز مورد توهين قرار داده و ادعا کرد که صوفی ها اين دو نفر را «به عنوان مشايخ خود بزرگ کرده اند».

اين مرجع نزدیک به جمهوری اسلامی مستقر در قم،چهارشنبه ۲۵ مرداد ۸۵ نيز ضمن حملات مجدد به دراويش و صوفيان گفت: «اين‌ها آمدند به جای اهل بيت مرشد، قطب و خانقاه ساختند و افرادی چون شيخ عطار، بايزيد بسطامی، معروف کرخی، شقيق بلخی، جنيد بغدادی، فضيل ابن اياز و مولانا جلال الدين محمد بلخی معروف به مولوی جزو هفتاد و دو فرقه صوفيه‌اند که همه راه باطل رفته‌اند و دشمنان اهل بيت هستند».

تجليل در جهان

مولانا جلالدين محمد که به «جلال‌الدين رومی»،«جلال‌الدين بلخی»،«رومی»،«مولانا»و «مولوی» نيز مشهور است از شاعران بزرگ پارسی گوی است که در قرن هفتم هجری قمری می زيست.

او را زاده بلخ از جمله بلاد وقت ايران به شمار می آورند و برخی نيز  زادگاه های ديگری را برای مولوی ذکر می کنند.

اما آنچه مسلم است اينکه او يکی از ۵ شاعر بزرگ پارسی گوی است که به دنبال ماجراهای پر فراز و نشيب زندگی اش سرانجام در شهر قونيه درگذشته و مقبره او در اين شهر که در ترکيه امروزی شهرKonya می نامند هر ساله پذيرای ميليون ها توريست از سراسر جهان  است.

مولوی در سال های پس از انقلاب چون فردوسی و  اغلب ديگر شاعران بزرگ ايران مورد غضب مقامات حکومتی قرار گرفت و هنوز آثار او با سانسور شديد مواجه است.

در سال های اخير اشعار مولوی مورد اقبال جهانی قرار گرفته و محبوبيت او در آمريکا به حدی رسيده که  در برخی از دانشگاه های امريکا برای شناخت آثار مولوی کلاس هایی تشکيل شده و برخی از ستارگان موسيقی اشعار او را ۷۰۰ سال پس از مرگش می خوانند.

افغانستان و ترکيه هر دو ادعای ماکيت معنوی مولوی را دارند و به پشينهاد ترکيه سال ۲۰۰۷ از سوی سازمان فرهنگی ملل متحد، يونسکو، به عنوان سال جهانی مولانا نامگذاری شد.هم چنين طی اين سال مراسم مختلفی در کشورهای مختلف به مناسبت بزرگداشت مولوی و با حضور مولوی شناسان بزرگ دنيا برگزار شد.

از جمله در اواسط تيرماه گذشته مراسم بزرگداشت مولانا با حضور صدها نفر از انديشمندان، سفرا و اعضای سازمان ملل متحد در محل اين سازمان با حضور بان کی مون، دبيرکل سازمان ملل متحد برگزار شد.

بان کی مون در اين مراسم انديشه های انسان دوستانه و انسان گرايانه مولوی را دليل گذر او از قرن ها و جاودانگيش بر شمرد و گفت« اشعار مولانا در زمان نمی گنجد و فراتراز زمان است، مولانا جلال الدين محمد رومی با وجود گذشت هشتصد سال همچنان زنده است».

+ نوشته شده توسط کامران دوستکام در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 16:58 |
 
اسماعیل آذری
با توجه به اهمیت موضوع و بررسی تاثیر قومیت و طایفه گرایی بر انتخابات شهرستان کهگیلویه و کمی تحقیق در این موضوع ما را بر آن داشت تا به بررسی این متغیر ها بپردازیم .
نتایج انتخابات شهرستان نشان دهنده یکسری فاکتورهایی است که دخالت در مشارکت ، کم یا زیاد مردم ، در انتخابات شهر دهدشت دارد . مهم است که ما بدانیم که نقش طایفه گرایی در مشارکت سیاسی مردم چگونه و چه تاثیری دارد . دانستن این موضوع می تواند کمک کند که راههای مناسب برای بررسی مثبت مسئله پیدا کرد . دانستن این رابطه و پی بردن به تاثیر قوم گرایی و طایفه گرایی در مشارکت سیاسی می تواند راههای مناسب برای پیدا کردن پیامدهای مثبت و منفی این مسئله را آشکار نمود. و اینکه طایفه گرایی اثرات مخرب و جبران ناپذیری در جامعه ایجاد خواهد کرد و مانع از ترقی و تعالی افراد جامعه خواهد شد .
عوامل تاثیر گذار در انتخابات در نظام طایفه ای :
درطول سالیان پس از انقلاب مردم ایران ،انتخابات مجلس شورای اسلامی وشورای اسلامی شهر و روستا با دخالت و مشارکت گسترده و هدفمند اقوام وطوایف شهرستان کهگیلویه بوده به طوری که هر طایفه ای که برخوردار ازچند مولفه بوده توانسته نقش تعین کننده ای در انتخابات و مشارکتهای سیاسی داشته باشند .
1.جمعیت :مولفه جمعیت نقش تعین کننده ای در انتخابات دارد به نحوی که اگر جمعیت یک طایفه بیشتر باشد فرد کاندید شده از حمایت وآرای بالاتری برخوردار است .به عنوان نمونه در انتخابات شورای شهر آقای رستم عزیزی از طایفه طاس احمدی که از حمایت گسترده طایفه بزرگ که اکثریت آنان در شهر سکنی گزیده اند توانست دو دوره به عنوان عضو شورای شهر انتخاب گردد.
2.افراد صاحب نفوذ :در هر انتخاباتی جانبداری افراد وشخصیت های مهم از کاندید خاص توانسته تاثیر گذاری مهمی در امر نتیجه انتخابات داشته باشد .به عنوان نمونه : حجت الاسلام میر احمد تقوی که شخصیت دینی منحصر به فردی در شهرستان کهگیلویه دارد و دارای یک شخصیت کاریزمایی در بین متدینین و افراد طایفه بزرگ سادات امام زاده محمود را داراست و همیشه نقش تعیین کننده ای در امر انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت چندین ساله ایشان از آقای موحد نماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی ، حکایت از تاثیر گذاری وی در امر انتخابات دارد . اگر چه وجهه دینی ایشان بالاست و تاثیر گذاری وی به خاطر اعتماد و تدین خاص ایشان است ، اما استفاده ایشان از اهرم قومیت و طوایف تاثیر پذیر از ایشان و تاثیر گذاری ایشان را در امر انتخابات را دو چندان کرده . جناب آقای تقوی به کرات از نفوذشان در طایفه سادات امام زاده محمود و تبلیغات گسترده و حمایت همه جانبه از آقای موحد توانسته (این طایفه را که از تیره های مختلف و با گستردگی جغرافیایی زیاد در منطقه کهگیلویه برخوردار است ) در بسیج از حمایت آقای موحد برخوردار کند .به نحوی که می توان گفت اگر نفوذ ایشان در طایفه سادات امام زاده محمود نبود ،حمایت چندین ساله این طایفه از آقای موحد امکان پذیر نبود.
وجود شخص کاریزما وبا نفوذ در یک طایفه و توان تاثیر گذاری در طوایف دیگر ، می تواند نقش تایین کننده ای در انتخاب شخص مورد نظر داشته باشد .حرف شنوی افراد طایفه از این شخص و تبعیت از او در امر رأی دهی به کرات در دوره های گذشته را شاهد بوده ایم .
میرزا محمد علی داورپناه که فردی کاریزما در طایفه سادات امام زاده علی و با نفوذ خاص خود و اعتماد و مقبولیت در طوایف دیگر ، توانست با استفاده از دو مولفه جمعیت و نفوذ ، در دوره اول شورای اسلامی شهر دهدشت رای اول دهدشت را به دست آورد . و در دوره سوم شورای شهر دهدشت ،برادر زاده ایشان که از معروفیت و شناخت قابل توجهی برخورداری نبود ، توانست بواسطه حمایت وی به شورای شهر راه پیدا کند
3.

خویشاوندان نسبی و سببی

در هر انتخاباتی افراد و خویشاوندان سببی از اهمیت بالایی برخوردار می شوند.خویشاوندان سببی به افرادی اطلاق می شود که ازدواج های بین طایفه ای صورت گرفته باشد اینکه دختری از این طایفه با پسری از طایفه دیگر ازدواج کرده باشد و همین ازدواج های بین طایفه ای عاملی است برای ارتباطات گسترده تر ، طایفه ها با هم دیگر و معمولا افراد کاندید در امر جذب رای از این عامل خیلی استفاده می کنند.

تحلیل آمار انتخابات سه دوره شورای شهر دهدشت:

از آنجا که در انتخابات شورای شهر حضور طوایف گسترده تر از دیگر انتخابات ها می باشد و تعداد نمایندگان پذیرفته شده بیشتر می باشد ، شاهد حضور پر تعداد افراد کاندید هستیم . و بعضا از هر طایفه ای شاهد چندین کاندید می باشیم .

دوره اول :

افراد زیر به شورای شهر راه یافتند :

1. داورپناه :

به واسطه ریش سفیدی ، حمایت همه جانبه طایفه سادات امام زاده علی و نفوذ و ارتباطات گسترده ایشان و مقبولیت وی در طوایف دیگر

2. اندرزیان :

بواسطه فعالیت های فرهنگی و مقبولیت عامه ایشان در نزد مردم و حمایت های گسترده طایفه مشایخ امام زاده محمود و فامیل های سببی گسترده این طایفه با طوایف دیگر .

3. روشنفکر :

حمایت گسترده طایفه تامرادی .

4. پارسا : حمایت

گسترده طایفه تامرادی.

5. کشوری :

فرهنگی بودن ، مردمی بودن و تربیت شاگردان زیاد و حمایت طایفه های دشمن زیاری و طیبی

دوره دوم :

1. رستم عزیزی :

حمایت گسترده طایفه طاس احمدی

2. درخش :

حمایت گسترده طایفه طاس احمدی

3. حق نگهدار :

حمایت احزاب و جریانات سیاسی و در مرحله دوم حمایت طایفه ای

4. معصومی :

حمایت احزاب، جریانات سیاسی و نفوذ بر قشر جوان و روشنفکر جامعه و در مرحله دوم حمایت طایفه ای

دوره سوم

1. نجات نیا :

حمایت متدینین ، جوانان و هیئتی ها و در مرحله بعد حمایت های طایفه ای

2. رستم عزیزی :

حمایت گسترده طایفه طاس احمدی ، ویژگی مدیریتی ایشان ، ارتباطات و کسب اعتماد

3. اکرامی :

حمایتهای طایفه طیبی و ویژگی های شخصیتی خاص ایشان ، استاد دانشگاه

4. داورپناه :

حمایت طایفه امام زاده علی ، نفوذ ، تاثیر گذاری و حمایت عموی ایشان از وی

5. جهادگر :

خدمت در کمیته امداد ، حمایت طایفه دشمن زیاری .

آنچه که در رأی آوردن یک فرد از طایفه خاص باید در نظر گرفت چندین عامل می باشد :

الف : کمیت کاندیدا : اگر از هر طایفه ای چندین نفر شرکت کنند ، احتمال رأی آوردن را پایین می آورد

ب :جو طایفه ای حاکم بر جامعه .اگر جامعه به این سمت سوق پیدا کند که تعصبات ، اختلافات ، روح قبیله ای بر افراد مستولی شود و اینکه احساس شود و منافع طایفه در خطر افتاده و این احساس که در زمان تسلط فلان طایفه به منطقه جغرافیایی طایفه شان ظلم شده ، روح همبستگی بین طایفه بیشتر خواهد شد .

ج : موقعیت شخصیتی کاندید: اینکه اعضای طایفه احساس کنند شخص کاندید می تواند از منافع شان حمایت کند و کسب آبرویی برای طایفه باشد.

والبته باید متوجه این امر بود که تنها انتساب شخص به یک طایفه عامل تاثیر گذاری در انتخاب شدن و رأی آوردن نیست بلکه خصوصیات شخصی ، اجتماعی و نفوذ فردی و تاثیر گذاری خود شخص در سطح جامعه هم از عوامل دیگری در امر انتخاب می باشد.

نتایج انتخابات نشان می دهد که تا چه حد معیارهای قومی در تصمیم گیری ها نقش داشته و این یعنی اینکه شهروندان و افراد جامعه هنوز به منفعتی فراتر از منافع قوم وطایفه برای خودشان متصور نیستند . در واقع جامعه هنوز به آن حد نرسیده که خیالشان بابت انگیزه های قومی راحت شده باشد و به سراغ انگیزه های فراتر و دراز مدت تر بروند.

جامعه طایفه گرا ، جامعه ای است بی شکل و تود ه ای . تفاوت چنین جامعه ای با یک جامعه ساخت یافته در آن است که در جامعه توده ای تصمیمات سیاسی افراد بر اساس معیارهای قبیله ای و طایفه ای اتخاذ می شود . در حالی که در جامعه ساخت یافته و پیشرفته ، افراد بر اساس منافع دراز مدت و عقلانی و انتخابی برای پیشرفت و آبادانی کلیه افراد جامعه اتخاذ می کنند .

علت حضور گسترده طوایف در مشارکت های سیاسی

1. قدرت نمایی قومی و طایفه ای . اینکه وزن و اقتدار خود را به دیگران نشان دهند .

2. رسیدن به اهداف مادی و به دست آوردن مناصب سیاسی و اجتماعی

3. ترس از به قدرت رسیدن طوایف مقابل

فرهنگ مشارکت سیاسی در طوایف :

فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی و اجتماعی تحت تاثیر مبانی خویشاوندی ، امنیت یابی ، احساس بیگانگی نسبت به بیرون از طایفه است

فرهنگ حذف رقبا ، علاقه به افراد بی کفایت برای واگذاری سمت های کلیدی ، روش سرکوب برای حل وفصل اختلاف و تضاد ، فقدان رقابت و انتخاب بر اساس اهلیت است عدم شکل گیری فرهنگ سیاسی عقلانی مبتنی بر استدلال ، معاشرت فکری معقول و مواجهه فکری می باشد

.

هنگامی که حس تعلق طایفه ای قوی باشد این تعهدات در مقابل طایفه ایفا می شود . لذا هرگاه فردی از طایفه به موقعیت اجتماعی و سیاسی بارزی برسد ، نقش ها و خدمات ومشاغل متعددی را به اعضای طایفه واگذار می کند . از این طریق شخصی که صاحب منصبی شده است به پشتوانه های محکمی دسترسی پیدا می کند . تاکید بر عنصر خویشاوندی ، دو اثر روان شناختی اجتماعی در پی دارد .

نخست : مرز خودی و بیگانه بر اساس معیارهای خویشاوندی تعریف می شود . معیارهای فراگیرتر مانند تخصص ، منافع سرزمین ، طبقه به مراتب ضعیف تر است . چون روابط خویشاوندی ، گستره محدودی دارد ، لذا تعریف محدودی از خودی و تعریف وسیعی از غیر خودی به دست می دهد .به عبارت دیگر تعداد محدود خویشاوندان باعث می شود تا دوستان کمتری در شمار تعریف قرار گیرد . و به همین دلیل احساس ترس از بیگانه یا غیر خودی شدت می یابد .

دوم : پیرو تعریف محدود از خود و تعریف گسترده از بیگانه ، دایره اعتماد و منابع اعتماد نیز محدودتر می شود . فرد به اعضای ایل و طایفه خود اعتماد دارد و خارج از آن را در دایره بی اعتمادی قرار می دهد .

و آثار این روابط اجتماعی بدین صورت نمایان می شود که نقش های سیاسی و یادگیری های سیاسی و ائتلافها بر پایه خویشاوندی ، قومی و طایفه ای تحقق یابد . ( اطلاعات سیاسی اقتصادی ، ش155 ص 135 )

خلاصه و نتیجه گیری :

نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد تمایلات و تعصبات قبیله ای در دوره هاوانتخابات

های گذشته از اصلی ترین و عمده ترین فاکتورها برای انتخاب نماینده در مشارکت های سیاسی در شهر دهدشت میباشد اگر چه نمی شود منکر عوامل دیگر شد .

 

+ نوشته شده توسط کامران دوستکام در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 23:12 |

به نام خدا

سومین همایش انجمن اهل قلم شهرستان کهگیلویه با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره میراث فرهنگی شهرستان کهگیلویه با موضوع " کهگیلویه و بویر احمد در گذر تاریخ " با حضور تعدادی از مسئولین شهرستان و جمع کثیری از اصحاب فرهنگ و اندیشه در سالن هلال احمر برگزار گردید. در ابتدای همایش آقای فاطمی زاده رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان  با قدردانی از شرکت کنندگان محترم ، به تبیین اهداف و برنامه های مشترک انجمن اهل قلم و اداره فرهنگ و ارشاد پرداختند. ایشان آسیب شناسی فرهنگی و تلاش برای رفع آنها را از اولویت های کاری برشمردند. سپس آقای دادی نژاد رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان به تشریح سابقه تاریخی شهر دهدشت و اهمیت استراتژیک آن در دوره صفویه پرداختند. وی بیان داشت وجود کارگاههای ابریشم بافی و سفال سازی باعث کارامدی صنعتی کهگیلویه در آن عصر گردید. ایشان تعدد بناهای عام المنفعه دهدشت مثل حمام ها ، کاروانسراها، بازار ، مساجد و .... را نشانه خدماتی و صنعتی بودن این شهر در عصر شاه عباس صفوی دانست.

سخنران بعدی همایش آقای علی سینا برقک معلم و محقق تاریخ استان بودند که موضوع سخنرانی خود را "کهگیلویه و بویراحمد در عصر باستان" انتخاب نمودند. ایشان با استناد به آثار باستانی موجود در استان، اهمیت باستانی مناطق مختلف را مهم دانستند. وجود سکونت گاههای موجود در دامنه های زاگرس با قدمت 6500 ساله اولین نشانه های تمدن در این ناحیه بودند. قرار گرفتن استان میان دو ناحیه تمدنی و سیاسی عهد باستان ایران یعنی "انشان" در بیضاء فارس و شوش در خوزستان ، باعث عظمت این ناحیه در آن عصر گردید. وی با بیان سیر حوادث تاریخ عهد باستان ، به حیات سیاسی و اجتماعی استان در طی این حوادث اشاره داشتند.

آخرین سخنران همایش آقای مصطفی تقوی،محقق و استاد دانشگاه و مولف کتابهایی مثل "فراز و فرود مشروطه" و "تاریخ سیاسی استان کهگیلویه و بویر احمد" بودند. ایشان ابتدا با صحبت پیرامون موضوع "درباره تاریخ" اهمیت این موضوع را تشریح کردند و اذعان داشتند که بحث درباره تاریخ بهتر و موثر تر از حوادث تاریخ     می باشد. ایشان با بیان ارزش و اهمیت دولت صفوی در باسازی هویت ایرانیان به نقش استان و اهمیت آن در دولت صفوی پرداختند. وی با بیان لزوم انجام تحقیق جامعه شناسانه از ایلات استان به جنبش های سیاسی – اجتماعی استان در دوره صفویه پرداخت و جنبش قلندر و ملا هدایت را به عنوان نمونه تبین نمودند. در پایان آقای تقوی به اتفاق آقای برقک به تعدادی از سوالات حاظران پاسخ دادند.

 

اکبر غندی

عضو انجمن اهل قلم

+ نوشته شده توسط امید علی نوروزی nourooziom@gmail.com در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 17:1 |