تبليغاتX
انجمن اهل قلم دهدشت

 

انجمن اهل قلم ، چالش های فرا رو و راهکارهای برون رفت

جمشید عزیزی*

كلام خود را به نام خداوند معطر ميكنم به اين شعر زيبايي شاعر كه:

              اي نام تو بهترين سرآغاز                                    بي نام تو نامه كي كنم باز

و درود مي فرستم به اولياء و اوصياء و مومنان و صالحان خداوند در پهنه وسيع ارض و گيتي. و فرارسيدن ماه مبارك رمضان،ماه نزول قرآن .و ماه فضيلت و ماه استغفارو استعباد و بندگي و عبوديت خداي رحمان و سبحان و ماه پرده برداري از چهره كريه خوارج و مارقين و سارقين و ناكثين راتبريك عرض مي كنم.

- بارها و بارهادر اين انديشه بودم كه چگونه ميشود به اين مردم فهيم خدمت كرد و چگونه مي توان ابزار خدمت را شناساند و يادآوري كرد كه اي انسان ها: اي شيفتگان خدمت و قدرت، كه تنها منبع خدمت به مردم را در حوزه سياست نجوييد و صرفا به اقتصاد فكر نكنيد و به قوه قهريه و نيروي نظامي نينديشيد. كه منشاء ثروت و قدرت و احترام و كسب منزلت اجتماعي در دنياي امروز از طريقت دانش و علم و معرفت و كسب تحصيل بدست مي آيد و سرچشمه اين علم را بايد در نوك قلم جستجو كرد و اين قلم است كه تراو شات فكري و ذهني و دانش و معرفت و شناخت راسمت و سو ميدهد چنانچه قرآن مجيد هم به آن قسم ياد مي كند ومي فرمايد:

«ن و القلم و مايسطرون» و در آيه اي ديگر اولين كلمه و جمله اي كه برزبان پيامبر اسلام(ص) و خاتم الانبياء توسط فرشته هدايت و رحمت جبرئيل نازل شد كلمه خواندن(اقرا) بودكه فرمود: اقرا باسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق،اقراء و ربّك الاَكرم، الذي عَلَّم بالقلم، عَلّم الانسان ما لَم يَعلَم. همان خدايي كه انسان را به خواندن دعوت كرد و منشاء خلقت وجودي انسان را ذكر كرد و فرمود خداي بزرگ را گرامي داريد كه او به شما قلم را ياد داد ياد داد آن چيزي را كه نمي دانستيد. و ياد داد كه انسان توسعه گرا و تعالي جو براي تعالي و رشد و شكوفايي خود و جامعه اش تنها  نبايد به يك حوزه يا چند حوزه از حوزه هاي زندگي بپردازد و از حوزه هاي ديگر زندگي و حوزه اصلي فلسفه ديني ودر يك كلام حوزه فرهنگي غافل ماند و از اعتقادات وباورها وارزش ها و معاني و آرمانها و اهداف دورشود. وحوزه اصيل وساختاري و زير بنايي را به ورطه فراموشي سپرده و به رو بناها بپردازد که

 هركسی کو دور ماند از اصل خويش                باز جويد روزگار وصل خويش

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید علی نوروزی nourooziom@gmail.com در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 11:7 |

                                                                    به نام خدا

مهر انگیز ستوده

 

بحث بر سر این است که دین در حوزه های مختلف زندگی ما چه نقشی دارد ؟

ما در حوزه های مختلف زندگی چه انتظاری از دین داریم ؟

آیا بشر برای همه خواسته هایش باید از دین کمک بگیرد ؟یا اینکه دین در قلمرو محدودی از حیات بشر و پرسش های وی دخالت می کند ؟

در بحث از قلمرو دین این سؤال مطرح است که دین چگونه و با چه شیوه هایی حضور دائمی خود را در عرصه های مختلف حیات بشری نشان می دهد ؟

این سؤال در گذشته به این صورت مطرح می شد که آیا دین می تواند با مقتضیات زمان سازگار باشد یا نه؟

ولی امروز سؤال به این صورت مطرح است که اولاً محدوده قلمرو دین چیست ؟

یعنی دین در چه زمینه هایی در زندگی بشری دخالت می کند ؟ و ثانیاً اگر قلمرو دین را وسیع بدانیم با دین چگونه می توان زندگی بشر را اداره کرد ؟

متفکران از زوایای گوناگون به بررسی پرسش های فوق پرداخته اند .

فیلسوفان ، روانشناسان و جامعه شناسان هر یک به گونه ای خاص تأثیر دین را در حوزه های زندگی بیان کرده اند .

- دیدگاه روانشناسان : برخی از متفکران نقش حضور دین در صحنه های زندگی را از میان بردن دغدغۀ خاطر و پر کردن خلأ وجودی انسان می دانند . از نظر این متفکران اسنان موجودی است که دغدغۀ خاطر دارد ، یعنی از اعماق وجودش زیاد می شنود که به او می گوید این جهان برای تو تنگ است و محدود و روح بی نهایت جوی تو را مقتضیات جهان مادی نمی تواند ارضاء کند . در واقع آنچه که انسان را رنج می دهد و او را به خلوت دل خویش فرو می برد خلأ وجودی اوست . اما دین و طرح مسأله خدا پاسخگوی تنهایی و دغدغه های  وجودی انسان است . تنها خداست که می تواند تشنگی روح بی نهایت جوی آدمی را که از بی تفاهمی و جدائیها نالان است سیراب می کند . و درد زندانی بودن آدمی را در جهان توجیه کند و او را از این خاکدان به سوی عالم بالا بکشاند .   (نصری ، 1379 :17-16 )

ـ     دیدگاه جامعه شناسان : وبر معتقد است که دین جهان را برای بشر درک پذیر می سازد . بشر با رخدادهایی چون مرگ ، خواب و بلایای طبیعی روبرو می شود که او را به سردرگمی می کشاند ، دین این امور شگفت انگیز را برای بشر توجیه پذیر می سازد . (همان : ص18 )                

کیلفورد گریتس معتقد است که دین ، جهان و انسان را معنادار می سازد . انسان نمی تواند جهانی را بپذیرد که هرج و مرج آمیز و مبتنی بر تصادف باشد بشر از این جهت به دین رجوع می کند که :

وی را از سردرگمی نجات می دهد .

تجربۀ رنج را برای بشر توجیه پذیر می سازد .

پیتر برگر معتقد است که دین با معنا دادن به جهان نظم اجتماعی را ممکن می سازد .

مفاهیم دینی ساختار موجه نمایی دارند . دین اموری چون مرگ ، جنگ ، شورش ، بلایای طبیعی را با توجیه های خود برای بشر معنادار می سازد .

بشر ذاتاً نیاز دارد که جهان رامعنادار سازد و این امر جدا از شرایط اجتماعی است رجوع به دین نیزبرای معنادار ساختن جهان و شرور موجود در آن است .   (همان :19-18)                                                                                                                                              

           

رویکـردهای مختلف

رویکرد برون دینی : در این رویکرد بنا بر آن است که از بیرون به دین نگریسته شود تا اهداف و قلمرو آن مشخص شود . بر مبنای انتظاری که از دین داریم می توانیم حدود و قلمرو آن را مشخص کنیم .

در پاسخ به این سؤالات است . ما از دین چه می خواهیم ؟ برای چه به دین رجوع می کنیم ؟ چه چیزهایی در دین وجود دارد که ما را ناگزیر می سازد تا به دین رجوع کنیم نه غیر از آن .

در این روش ، افراد قبل از رجوع به متن دینی باید انتظارات و نیازهای خود را مشخص کند و پس از تعیین نیازهای اصلی و فرعی خود به سراغ دین بروند .

خلاصه انسانها بر اساس پیش فرضها و توقعات و انتظاراتی که دارند به تحدید دین می پردازند و برای آن قلمرو و حدودی را مشخص می سازد .

 

رویکـرد درون دینی : در این روش به سراغ متن دینی می رویم تا قلمرو آن را شناسایی کنیم . در این رویکرد خودِ دین به ما می گوید که در چه زمینه هایی از هدایت انسان سخن گفته است . به بیان دیگر شناخت محدوده و قلمرو دین با بررسی منابع دین به دست می آید.   (همان : 31 )

جمع میان دو روش : در این روش در عین حال که اصالت از آن روش برون دینی است این نکته مورد تأکید قرار می گیرد که با روش برون دینی در پرتو عقل می توان ضرورت رجوع به دین را برای شناخت محدوده و قلمرو آن مشخص کرد . اساس این برهان ضرورت بعثت انبیاء است .

 طبق این برهان انسان از جهت شناخت هدف نهایی حیات و راه و مسیری که باید طی کند نیازمند پیام پیامبران است . دین باید پاسخگوی سؤالات اساسی بشر باشد . برای مثال عقل بشر در طول زمان می تواند کلیات و یا حتی برخی از جزئیات مربوط به اقتصاد ، سیاست ، حکومت و غیره را کشف کند و در عین حال دین با همۀ آنها به نحوی خاص اشاره داشته باشد .    ( همان : 36-35 )

مطالعۀ دیدگاه متفکران در زمینۀ دین نشانگر آن است که از نظر آنها دین در حوزه ها و قلمروهای زندگی بشر حضور دارد . هنگامی که جامعیت دین به معنای بیان هر آن چیزی باشد که مربوط به هدایت بشر است ، با رجوع به دین باید بررسی کرد که دین هدایت بشر را چه می داند و در چه زمینه هایی از زندگی بشر هدایت وی را بر عهده گرفته است .

با توجه به پیشینه ای که در خصوص حضور دین در صحنه های زندگی بیان شد . انجمن اهل قلم شهرستان دهدشت همایشی را تحت عنوان « دین و حوزه های زندگی » در تاریخ 19/6/86 برگزار نمود.

سخنران این همایش آقای مرتضی تقوی بود که در همایش قبلی ( شیوه های بیان دین در دنیای جدید ) نیز حضور داشتند و سخنرانی آن جلسه را بر عهده داشتند .

وی در خصوص منشأ پیدایش چنین عنوانی بیان می کند که « در سالهای پس از انقلاب به نحوی مجال گسترده ای برای تجارب افکار و آراء در جامعه به وجود آمد .

 پدیده انقلاب بر مبنای آموزه های دینی ، پدیدۀ بی سابقه ای بود . این پدیده سؤالاتی را دراذهان عمومی ایجاد می کرد . دین متولی همه صحنه ها و عرصه های زندگی بشر است و هیچ حادثه و رفتاری در زندگی انسان نیست مگر اینکه ریشه در دین داشته باشد .» وی دو دیدگاه را در خصوص قلمرو دین در زندگی بیان می کند :

دیدگاه تعمیم گرا : قلمرو دین در همه حوزه های زندگی وجود دارد .

دیدگاه تخصیص گرا : اساساً رسالت دین پرداختن به حوزه های معنوی انسان است . دنیا به انسان واگذار شده است و دین برای ساختن آخرت است . هدفِ بعثت خدا و آخرت است .

تقابل این دو دیدگاه بحث انگیز است هردو به نام دین و اسلام . در مورد سایر ادیان مجال طرح این بحث نیست . مسیحیت دین فاقد شریعت است . قانون اداره زندگی ندارد . یهودیت شریعت دارد که جامع نیست قومی است . دین اسلام،دین دنیاگرایی است که از یک طرف خود را متولی سامان دهی همه عرصه های زندگی می داند و از طرف دیگر هدف دین را سامان دهی اُخروی انسان می داند . این دو برداشت از دین در جامعۀ ما وجود دارد . اسلام یک مقولۀ واحد است و این برداشت های متضاد و متعارف چطور از یک مقوله واحد ظاهر و ساطع می شود . منشأ این برداشت ها کجاست ؟

این بحث درست تنقیح نشده است ، متفکری دینی می گوید دین مربوط به همۀ حوزه هاست و دیگری می گوید دین مربوط به حوزۀ اُخروی است . اختلاف برداشت وجود دارد .

 

تقوی سه حوزه را برای زندگی انسان بیان می کند .

 

حوزه طبیعی : بیولوژیک ، انسان موجود زنده است مانند پستانداران و مهره داران ، تقریباً تمام ملزومات زیست شناسی دیگر موجودات را دارد .

 حوزه اجتماعی : انسان موجودی اجتماعی بالطبع است ( ارسطو ) یا مدنی بالضروره ( علمای اسلامی ) .

این زندگی اجتماعی انسان ملزومات و قوانینی دارد .

فراتر از این دو سطح انسان حوزه فلسفی است . این حوزه مختص انسان است نسبت به سایر جانداران که فهم فلسفی از زندگی ندارد .در این حوزه سوم انسان تمایلاتی دارد و رفتارهایی از آن سر می زند که از اختصاصات زندگی انسان است .

 

وی مطالب خود را در دو قسمت بیان می کند :

« قسمت اول،تفکیک حوزه ها .قسمت دوم ، تأثیر دین در هر کدام از این حوزه ها» که به طور تلفیقی با هم بیان می شود.

 

1- انسان زیستی ( یا حوزه طبیعی انسان )

انسان ، گاو و سایر جانداران زندگی  را در زمین شروع کردند ، تمام عناصر بقا و تمام عناصر تهدید کنندۀ بقا در اطراف انسان وجود داشت . در عرصۀ زندگی طبیعی ، نخستین نیاز بقا و استمرار حیات است . استمرار نسل ، وجود سرپناه نیازهای دستۀ اول انسان است . انسان با سایر جانداران مشترک است . انسان تلاش روزانه ای را برای بقا زندگی آغاز کرده است . اما انسان پیشرفت کرد ولی سایر موجودات در همان وضعیت باقی ماندند . از دوره ای به دوره دیگر انسان بر طبیعت تسلط پیدا کرد و وسایل بقای خود را در زندگی و طبیعت تأمین کرد . بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کامران دوستکام در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 11:32 |

به نام خدا

دومین همایش انجمن اهل قلم تحت عنوان دین و حوزه های زندگی  در تاریخ دوشنبه 19/6/86 با حضور جمعی از دوستداران فرهنگ و اندیشه در سالن هلال احمر دهدشت برگزار شد سخنران همایش جناب آقای سید مرتضی تقوی چنین به تبیین موضوع پرداختند: انقلاب 57 در ایران سراغاز حکومتی بود که بر مبنای آموزه های دینی شکل گرفت. بعد از مدت زمانی کوتاه بین انقلابیون دین مدار که خود به عرصه حکومت آمده بودند یک انشقاق فکری عظیم به وجود امد. گروهی قائل به متولی بودن دین در همه عرصه های بشری است و قلمرو دین را در تمام حوزه های زندگی بسط می دهد و در مقابل این دیدگاه تعمیم گرا یک دیدگاه تخصیص گرا وجود دارد که نگاه حداقلی به دین دارد و آن را فقط متولی حوزه معنوی انسانها می داند و اذعان دارد که دین باید به عنوان یک امر شخصی که هدف آن تعالی فرد است باقی بماند. ایشان به یکی از آخرین سخنرانی های مرحوم بازرگان  (( خدا و آخرت هدف بعثت انبیاء)) به عنوان مصداقی از طرز تفکر دوم اشاره نمودند.

حال سوال این است که چطور می توان از یک حقیقت واحد ( دین اسلام) این برداشت های مختلف را استنتاج کرد؟ وی درست تنقیح نشدن موضوع را باعث و بانی این اختلاف برداشت ها دانست و برای رفع مشکل اذعان کرد که باید به تفکیک حوزه های زندگی پرداخت:1- حوزه طبیعی 2- حوزه اجتماعی  3- حوزه فلسفی

 البته ایشان تفکیک حوزه های زندگی را ذهنی و انتزاعی ولی بسیار کارگشا دانست.

نخست حوزه طبیعی: در این حوزه نیازهای اساسی (نیازهای بیولوژیک) منشاء رفتار هستند. استمرار حیات ( تامین غذا) ، تولید مثل و مسکن مهمترین نیازهای دسته اول هستند و در این حوزه انسان تفاوتی با سایر جانداران ندارد. البته با گذشت زمان، تصرف و تسلط انسان بر طبیعت افزون شد و بقا خود را تامین و تضمین کرد. ابزارهای انسان در این حوزه بخشی غریزی (مشترک با سایر حیوانات) و بخش مهم دیگر ناشی از قدرت خلاقه (عقل و ذهن) است. در این حوزه مشکلات به مدد عقل حل می شوند و نیازی به دخالت دین نیست و دخالت دادن دین در این حوزه شبیه دادن عصا به انسان سالم است.

دوم حوزه اجتماعی : ایشان این حوزه را بسیار بحث انگیز دانستند و اشاره کردند که انسان ناچار به زندگی اجتماعی است و این زندگی اجتماعی ملزومات و ملازماتی دارد و وجود قانون گذار و وضع قانون از مهمترین ملزومات این حوزه هستند. به اعتقاد ایشان از آنجایی که ویژگی امور عقلی ازمون و خطا است و این سعی و خطا در طول تاریخ ضایعات فراوان به بار اورده است هدایت دینی الزامی است و نمی توان انسان را فقط به مدد عقل واگذار کرد. وی اظهار نظر در این حوزه را فقط مختص به کارشناسان دینی دانست که احاطه کامل بر کلیات و جزئیات دین دارند.

 سوم حوزه فلسفه زندگی:استاد تقوی این حوزه را پیچیده ترین و اختصاصی ترین حوزه دانست و اشاره نمودند که بعد از نیازهای اولیه (طبیعی) و ثانویه ( اجتماعی ) نیازهای سوم نمود پیدا می کنند. چون انسان ذاتا معنی گراست و در جستجوی معنی زندگی است روابط علت و معلولی مهمترین دغدغه انسان در این حوزه است. ایشان پای عقل را برای ورود به این حوزه بسیار لنگ توصیف کردند و با خواندن اشعاری از مولانا و حافظ بر عنصر عشق تاکید ورزیدند. بنا به گفته ایشان این حوزه فقط مختص به دین است و عقل در آن ره به جایی نمی برد. ایشان در پایان به سوالات حضار پاسخ دادند.

 

امید نوروزی

دبیر انجمن

 

انجمن اهل قلم از هر گونه نقد ونظری استقبال می کند و پرونده این بحث را مفتوح می دارد.  

+ نوشته شده توسط امید علی نوروزی nourooziom@gmail.com در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 10:56 |

به نام خدا

دومين همايش انجمن اهل قلم

 با موضوع :

دين و حوزه های زندگي

 سخنران:

جناب آقاي سيد مرتضی تقوي

زمان : دوشنبه 19/6/1386 ساعت 30/15 الي30/18

مكان : سالن هلال احمر

+ نوشته شده توسط امید علی نوروزی nourooziom@gmail.com در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 21:27 |