تبليغاتX
انجمن اهل قلم دهدشت

                            

                                   بسمه تعالي

      با نگاهي گذرا به مسير تكامل جوامع ،در مي يابيم كه بشر توانسته با بهره گيري از قدرت تفكر و انديشه، و با حركت رو به جلو ، قله هاي رشد ، ترقي و توسعه را در زمينه هاي مختلف يكي پس از ديگري فتح نموده و عملاً با عبور از جامعه سنتي و جامعه صنعتي پاي در جامعه اي بگذارد كه به جامعه اطلاعاتي و دانايي معروف است.

در جامعه سنتي توانايي انسان به زور بازو و قدرت فيزيكي بستگي داشته است. يعني كساني كه از توانايي بدني بيشتري برخوردار بودند قدرت را در اختيار مي گرفتند. نمونه بارز قدرت در اين جوامع مالكان و زمينداراني بودند كه بر رعيت حكومت مي كردند و به گسترش قلمرو حكومتي خود مي پرداختند.

پس از وقوع انقلاب صنعتي، قدرت تفكر و خلاقيت بر قدرت بدني و توان فيزيكي فائق آمد و با رشد صنايع بزرگ و توسعه تكنولوژي كم كم كساني قدرت را در دست گرفتند كه از ثروت بيشتري برخوردار بودند. يعني صاحبان صنايع و كمپاني هاي بزرگ.

در عصر حاضر كه به جامعه فراصنعتي يا اطلاعاتي معروف است ، پيشرفتهاي عظيمي در همه ابعاد زندگي بشر شكل گرفته كه حاصل قدرت خلاقيت و نوآوري و توليد دانش و اطلاعات است. در جامعه كنوني و در سطح جهاني كساني صاحب قدرت هستند كه از دانش بيشتري برخوردار بوده و داناترند.

الوين تافلر معتقد است در جوامع سنتي ، صنعتي و اطلاعاتي شاهد امواجي بوده ايم كه در كانون آنها قدرت قرار داشته است ، به گونه اي كه ماهيت قدرت در موج اول (جامعه سنتي) خشونت ، در موج دوم ( جامعه صنعتي ) ثروت و در موج سوم ( جامعه اطلاعاتي )  دانايي است.

متأسفانه در عصر اطلاعات و دانايي، و در عصري كه بايد دانايان و صاحبان انديشه و تفكر به توليد دانش و اطلاعات بپردازند و در جهت تحقق اهداف جنبش نرم افزاري گام بردارند ، خود را درگير زدوبندهاي قومي و طايفه اي كرده اند و فضاي شهر و منطقه را تا رسيدن به جامعه سنتي تنزل داده اند.

در انتخابات شوراي شهر كساني كه كانديداي پذيرش اين مسؤوليت اجنماعي و سياسي بسيار خطير شده اند به جاي ارائه نظرگاه و طرحهاي كارشناسي شده در جهت ايجاد شهري آباد و زيبا، و رفع مشكلات عديده شهروندان ، خود را پشت پايگاه اجتماعي طوايفشان مخفي كرده اند.

امروزه فضاي شهر تحت تأثير جو مسموم طايفه گرايي به جاي رقابت صحيح انتخاباتي و معرفي چهره هاي علمي و اهل طرح و برنامه به فضايي براي جنگ طوايف تبديل شده است. مسلماً در جنگ طوايف طايفه اي كه كانديد خود را به ديگر طوايف بتواند تحميل كند، در آينده نيز خود را صاحب شهر دانسته و شوراي شهر را نيز ابزاري در جهت رسيدن به اهداف از قبل تعيين شده طايفه خود مي داند.

 

حال سؤال اين است:                                                          

اگر در عصر دانايي افرادي تحصيل كرده ، مدير ، برنامه ريز، خلاق ، داراي تفكر سازندگي، و دانا و توانا قصد خدمت در عرصه شوراي اسلامي شهر را داشته باشند ولي منتسب به طوايف قدرتمند شهر نباشند تكليفشان چيست؟ آيا ملاك شايستگي و دانايي است يا.............؟!!!                                                                                                 

     

+ نوشته شده توسط در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 22:25 |